دکتر خسرو صحت

مسئولیت

عارضه عدم پذیرش مسئولیت توسط مدیران،  معلول حوادث و یا علل دیگری است که در  دهه های گذشته در سازمان های ما ایجاد و یا پر رنگ تر شده است.

 

 

به همین رو، برای برون رفت از این مشکل، باید به طرحی نو برای اداره سازمان ها در قالب یک نقشه راه با جذب و بکارگیری شایستگان، فارغ از دنیای سیاست اندیشید.

 

لذا با ایجاد آرامش و فراهم آوردن عقلانیت در گفتمان برای اداره امور ، قادر به انجام مطالعه و تفکر برای شناخت مشکل و ارایه راه حلی جامع خواهیم بود. در این صورت برنامه ریزی  در قالب  زمان و اهداف برای انجام عملیات یکپارچه و منسجم فارغ از سیاست زدگی متداول دنیای کارو تلاش امکانپذیر می گردد.

 

با حرکت در این مسیر ، نه تنها از  اتلاف انرژی و هزینه های راه حل های مقطعی و احساسی جلو گیری می شود، بلکه با شناخت مشکل و  اتخاذ تصمیم در محدوده “نتایج حاصل از فعالیت های کارشناسی“، شرایط همکاری افراد دارای صلاحیت حرفه ایی نیز فراهم می گردد.

 

افرادی که در محیط سیاست زده قادر به ارایه خدمت صادقانه نمی باشند.

 

لذا قبل از مواجهه با معلول، باید به فکر اصلاح ساختار های موجود، فارغ از دلبستگی های دنیای سیاست بود.

 

 

به همین رو، برای تقویت فضای کارشناسی، باید از سیاسی کردن محیط کار و نگاه سیاسی  به نتایج حاصل از فعالیت ها پرهیز شود. در غیر این صورت، به مرور زمان افراد دارای صلاحیت منزو ی و میدان برای حضور افراد متملق و چاپلوس مهیا می شود. چرا؟

 

در دنیای سیاست میدان کار و تلاش تبدیل به نزاع طیف های سیاسی می شود. بنحوی که بمرور آثار این نزاع ها در ارزیابی ها و قضاوت های اداری هویدا می گردد. شکل گیری این قبیل رفتار اداری در دراز مدت همه افراد را در دنیای کار و تلاش در تیر رس قرار می دهد.

 

با گذشت زمان افراد فارغ از وابستگی های گروهی برای کسب منفعت های شخصی نقش مخرب خود را در سطح سازمان ایفا می نمایند. البته با همان گفتمان سیاسی، ولی این بار در پی مقاصد خود می باشند. عرصه برای افراد متعهد به انجام کار تنگ می شود.

 

در این میدان کار و زار ، کسانی قادر به حفظ خود می باشند که بهانه ایی بدست دیگران نداده باشند. این همان دیکته نانوشته (عدم انجام کار و یا عدم پذیرش مسوولیت) است.

 

تجربه ایی که بمرور زمان صرفا محدود به همپالگی ها و یا به اصطلاح متداول “خودی ها“نخواهد شد. عوارض نا مطلوب آن برای جامعه کاری ما ناشناخته نمی باشد.

 

 

در پایان برای جلوگیری از طولانی شدن سخن، به برخی دیگر از  اهم عوارض غارت پست های کلیدی اداره امور سازمان ها توسط دلبستگان دنیای سیاست به شرح زیر اشاره می شود:

 

 

  • واگذاری پست های مدیریتی به همپالگی ها، با گذشت زمان بدلیل محدودیت انتخاب، شرایط بروز انجماد تفکر را بوجود می آورد. در این حالت انتظار  تغییر و ابتکار در دنیای کار وتلاش به آروزهای دست نیافتنی تبدیل می شود.

 

  • معمولا افراد دارای صلاحیت حرفه ایی بدنبال تقاطی افکار و بروز نتایج مطلوب تاثیرگذار آن در پاسخگویی به انتظارات عمومی جامعه می باشند. در صورتی که در گفتمان دگم حزبی و گروه گرایی فضای کمتری برای جولان اندیشه وجود دارد. لذا افراد صاحب سبک با گذشت زمان گوشه گیر و منزوی می شوند. سازمان ها در این شرایط بجای پاسخگویی به انتظارات جامعه، بدنبال اثبات خود و تثبیت موقعیت موجود می باشند.

 

  • دو رویی و مخفی کردن افکار در بخشی از جامعه جویای کار رویه ایی متداول می شود.

 

  • ارزیابی نتایج حاصل از فعالیت وابستگان با اغماض انجام می پذیرد. از کار ناکرده و نامطلوب تجلیل و به آنان پاداش پرداخت می شود. برعکس ارزیابی کار افراد مستقل و یا غیر خودی تبدیل به ابزاری برای مچ گیری و تنبهی می شود.

……………………………..

چه باید کرد؟ ……………..