هر از گاهی بر سبیل تفنن و نه عادت، برای جستجو و کسب اطلاعات به گشت زنی اینترنتی می پردازم. از این سایت به آن سایت سرک می کشم، تا از این طریق ضمن به رخ کشیدن “خود” به اهل خانواده و همکاران نگونبخت، کمی هم اطلاعات “خود” را به آب و رنگ تجدد گرایی آغشته نمایم.
گوش شیطان کر و زبانم لال، امروزه اگر کمی کلمات را گرد همچون گردو و نوک زبان را کوتاه همچون نوک بینی نکنیم و اصطلاحات فرنگی همچون یوزر، اوراکل، استراتژی و …. را در کسب و کار خود بکار نگیریم، نانمان آجر و آخرتمان به باد می رود.
از این داستان که بگذریم لابهلای نوشته هایمان باید سری به فرنگ بزنیم؛ در راه رفتن، دیدن و حرف زدن اصلا و ابدا نباید کم بیاوریم، که اگر غیر از این باشد شما را به رسمیت نخواهند شناخت.
این قصه سری دراز دارد، از این جماعت که بگذریم تفریطیون حتی اسم را غسل می دهند، مثل مرحوم اخوی من که قبل از استفاده از گاز شهری، آن را از مسیر لوله های مرتبطه عبور می داد.
خداوند مخترع “ظروف مرتبطه” را مورد رحمت خود قرار دهد که اگر این فرنگی اختراع خود را عرضه نکرده بود و یا بعد از اخوی من به دنیا آمده بود، معلوم نبود که اخوی گرامی، گاز را چگونه غسل می داد.
اما در عرصه کار و زندگی، وضع بگونه دیگر است.
دو طایفه بساط پهن کردند چشم دیدن همدیگر ندارند. همه باید تکلیف خودشون را روشن کنند.
این طرفی و یا آن طرفی، حد وسط نداریم تکلیف خودتان را قبل از دچار شدن به سرنوشت نگون بخت های شیر خر خورده، روشن کنید. وگر نه مجبور می شوید از راه دور چشمک بزنید که خریدار ندارد. البته بعضی ها این وسط پادویی می کنند که نه دنیا دارند و نه آخرت، از قدیم گفتند که نون به نرخ روز خوردن، آخر و عاقبت نداره.
اصلا گروه سومی با چراغ روشن داریم؟ نه، نداریم.
یا رومی روم یا زنگی زنگ! انتخاب با شماست!